شنبه , ۱۳ آذر ۱۳۹۵
دانلود رایگان نرم افزار آنالیز تصویر + فیلم آموزشی
الماس

الماس و گرافیت

الماس و گرافیت

ارسالی از : علی سلیمانی

 

الماس

الماس یکی از سنگ‌های قیمتی و یکی از آلوتروپ‌های کربن است که در فشارهای بالا پایدار است. آلوتروپ دیگر کربن گرافیت نام دارد.

 

الماس یکی از سنگ‌های قیمتی و یکی از آلوتروپ‌های کربن است که در فشارهای بالا پایدار است. آلوتروپ دیگر کربن گرافیت نام دارد.

الماس در حالت پایدار دارای ساختار بلندروی (مکعبی) است. الماس ساختار منشوری نیز دارد که این ساختار بصورت شبه‌پایدار در طبیعت به صورت کانی لونسدالنیت وجود دارد.

 – خواص متمایز الماس

الماس در بین جامدات در دمای ۲۵ درجه بالاترین هدایت گرمایی را دارد. (هدایت گرمایی آن ۵ برابر مس است)

الماس مادهٔ نوری ایده‌آلی است که توانایی انتقال طیف نوری فروسرخ تا فرابنفش را دارا است. شاخص بازتابش بسیار بالایی دارد. خواص نیمه‌رسانایی قابل توجهی دارد. شکست الکتریکی آن بطور متوسط ۵۰ برابر نیمه‌رساناهای متداول است. در برابر تابش نوترونی به‌شدت مقاوم استسخت‌ترین مادهٔ شناخته شده‌است. در مجاورت هوا روانی طبیعی فوق‌العاده‌ای دارد (مانند تفلون) استحکام و صلبیت بسیار بالایی دارد. با وجود این خواص منحصربه‌فرد، قیمت بالای آن جلوی کاربرد گستردهٔ آن را می‌گیرد و دانشمندان به دنبال پیدا کردن روش‌های تازه برای سنتز آن هستند.

–  تولید الماس

الماس بطور طبیعی تحت فشارهای زیاد اعماق زمین و در زمانی طولانی شکل می‌گیرد. اما در آزمایشگاه می‌توان به کمک دو فرآیند مجزا در زمانی بسیار کوتاهتر الماس تولید کرد. فرآیند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقلیدی است از فرآیند طبیعی شکل گیری الماس در حالی که فرآیند رسوب گیری بخار شیمیایی (CVD) دقیقاً خلاف آن عمل می‌کند. در واقع CVD بجای وارد کردن فشار به کربن برای تولید الماس با آزاد گذاشتن اتمهای کربن به آنها اجازه می‌دهد با ملحق شدن به یکدیگر به شکل الماس در آیند.

این دو تکنیک برای اولین بار در دهه ۱۹۵۰ کشف شدند. به گفته باتلر که هفده سال روی تولید الماس با استفاده از تکنیک CVD کار کرده‌است «از آنجا که پیشگامان تولید الماس بدون فشار بالا در دهه ۱۹۵۰ با تمسخر سایرین از میدان به در شدند. تکنولوژی CVD هنوز دوران کودکی‌اش را سپری می‌کند.» هر دو فرآیند قادرند با سرعتی خیره کننده الماسهایی با کیفیت جواهر تولید کنند، اما در نهایت این فرآیند CVD است که بخاطر کنترل ساده ناخالصی و اندازه محصول برای تکنولوژی‌های الکترونیکی مناسب‌ترین خواهد بود.

فرآیند CVD با قرار دادن ذره بسیار کوچکی از الماس در خلأ آغاز می‌شود. سپس گازهای هیدروژن و متان به محفظه خلأ جریان می‌یابند. در ادامه پلاسمای تشکیل شده باعث شکافته شدن هیدروژن به هیدروژن اتمی می‌شود که با متان واکنش می‌دهد تا رادیکال متیل و اتمهای هیدروژن بوجود آیند. رادیکال متیل نیز به ذره الماس می‌چسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تکنیک CVD، فرآیندی خطی است، بنابراین تنها عوامل محدودکننده اندازه محصول در این روش بزرگی ذره ابتدایی و زمان قرار دادن آن در دستگاه است.

به گفته دیوید هلیر (D. Hellier)، رئیس بخش بازاریابی کمپانی ژمسیس، «فرآیند HP HT نیز با ذره کوچکی از الماس آغاز می‌شود. هر ذره الماس در محفظه‌های رشدی به اندازه یک ماشین رختشویی، تحت دما و فشار بسیار بالا درون محلولی از گرانیت و کاتالیزوری فلزی غوطه‌ور می‌شود. در ادامه تحت شرایط کاملاً کنترل شده‌ای این الماس کوچک به تقلید از فرآیند طبیعی، مولکول به مولکول و لایه به لایه شروع به رشد می‌کند.»

گر چه جنرال الکتریک در تولید الماس‌ها به این روش پیشگام است و الماس‌های ساخته شده با تکنیک HP HT را برای مصارف صنعتی به بازار عرضه می‌کرد اما تا پیش از آنکه کمپانی ژمسیس با ساده سازی این فرآیند امکان تولید نمونه‌هایی با کیفیت جواهر را فراهم کند، هرگز آن الماس‌ها به عنوان سنگهای قیمتی به فروش نرسیده بودند.

در واقع الماس‌های زینتی مصنوعی بخش کوچک و در عین حال پر سودی از صنعت الماس را تشکیل می‌دهند. این الماسهای رنگی که در مقایسه با همتاهای بی‌رنگ شان فوق العاده کمیاب و در نتیجه بسیار گرانبها ترند با توجه به نوع ناخالصیها در رنگهای گوناگون از سرخ و صورتی گرفته تا آبی، سبز و حتا زرد روشن و نارنجی تولید می‌شوند.

در واقع این الماسها می‌توانند چنان کیفیت بالایی داشته باشند که حتی ماشینهای ساخته شده برای تشخیص سنگهای مصنوعی از طبیعی در تفکیکشان از یکدیگر دچار مشکل شوند، همانطور که امروزه برخی از بزرگ‌ترین الماس فروشان در صنعت نیز به زحمت از پس آن بر می‌آیند.

شباهت فوق العاده نمونه‌های مصنوعی و طبیعی باعث شده‌است تا تاجران الماس برای تشخیص الماسهای رنگی مصنوعی از سنگهای طبیعی دست به دامن آزمایشگاههای الماس بلژیک و دیگر نقاطی شوند که بطور سنتی عهده دار تجزیه و تحلیل و تأیید الماسها از نظر بزرگی قیراط، رنگ و شفافیت هستند.

–  انواع الماس

– الماس طبیعی :

هنوز اساساً تنها منبع جواهرات بوده و بالاترین بها را دارد.

– الماس سنتزی فشار بالا :

سهم گسترده‌ای از بازار صنعت را به خود اختصاص داده‌است. به عنوان ساینده و ابزار برشی و ماشینکاری به کار می‌رود.

– الماس سی‌وی‌دی (CVD) :

پتانسیل‌های زیادی برای کاربرد در صنعت دارد ولی هنوز بصورت آزمایشگاهی تولید می‌شود.

– کربن شبه-الماس:(DLC)

اخیراً تولید شده اما دارای کاربردهایی در زمینهٔ ابزار نوری دقیق است.

– ناخالصی‌ها:

خواص الماس شدیداً به ناخالصی‌ها وابسته‌است. حتی وجود مقادیر جزئی ناخالصی مانند نیتروژن می‌تواند خواص آن را بسیار تغییر دهد.

– انواع ناخالصی‌ها:

الماس چه به صورت سنتزی و چه به صورت طبیعی هرگز به شکل کاملاً خالص نیست. این ناخالصی‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

– ناخالصی‌های شبکه :

این نوع ناخالصی‌ها در شبکهٔ الماس به جای یکی از اتم‌های کربن قرار می‌گیرند و با اتم‌های مجاور تشکیل شیوند می‌دهند.

-آخال  :

این ناخالصی‌ها ذرات مجزایی هستند که شبکه را برهم زده و بخشی از آن نمی‌شوند. این ناخالصی‌ها معمولاً سیلیکات‌های آلومینیوم، سیلیکات‌های منیزیم و یا سیلیکات‌های کلسیم هستند.

دو ناخالصی مهم در الماس نیتروژن و بور هستند. این دو عنصر همسایه‌های کربن در جدول تناوبی بوده و به علت داشتن شعاع اتمی کوچک و متناسب، به خوبی در شبکهٔ کریستالی الماس جایگزین می‌شوند.

 

گرافین و گرافیت چیستند؟

در سال ۲۰۰۴، آندره گایم و کنستانتین نووسلف، از دانشگاه منچستر موفق به ساخت ماده ای به نام گرافین شدند. هرچند نخستین بار در سال ۱۹۴۷ فیلیپ والاس درباره گرافین نوشت و سپس از آن زمان تلاش‌هایِ زیادی برایِ ساختِ آن صورت گرفته بود اما قضیه‌ای به نامِ قضیه مرمین-واگنر در مکانیکِ آماری و نظریه میدان‌هایِ کوانتومی وجود داشت که ساختِ یک ماده دوبعدی را غیرممکن و چنین ماده‌ای را غیرپایدار می‌دانست. و گرافین یک ماده دوبعدی بود.

گرافین چیست؟

گرافین یکی از آلوتروپ های کربن می باشد که تنها ماده دوبعدی موجود در جهان است. در حقیقت گرافین، یک شبکهیِ لانهزنبوریِ ۲بعدیست که از پیوندِ کووالانسیِ اتمهایِ کربن بهوجود آمده است و ضخامتش تنها یکاتمِ کربن است. میتوان گفت که گرافین یک لایه گرافیت با ضخامت اتمی می باشد به همین علت است که با رویِ هم قرار گرفتنِ گرافین‌ها، گرافیت به‌وجود می‌آید. به‌عبارتِ دیگر یک‌گرافیت از گرافین‌هایی تشکیل شده است که به‌وسیله‌یِ نیروهایِ جاذبه‌یِ ضعیفِ بینِ مولکولی رویِ هم قرار گرفته‌اند.

لازم به ذکر است که گرافین ۲۰۰ برابر محکم‌تر از فولاد است و ممکن است از نظر رسانش الکتریکی برترین ماده در دمای اتاق باشد. طول پیوند های کربن در گرافین حدود ۰٫۱۴۲نانومتر می باشد.

آندره گایم و کنستانتین نووسلف به دلیل ساخت این ماده و رد کردن نظریه مرمین-واگنر جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۰ را دریافت کردند.

گرافیت چیست؟

گرافیت یکی از آلوتروپ‌های کربن است که ساختار لایه-لایه داشته و به رنگ سیاه است.گرافین پایه و اساسِ گرافیت میباشد، در گرافیت هر کدام از اتم‌هایِ چهارظرفیتیِ کربن، با سه پیوندِ کووالانسی به سه اتمِ کربنِ دیگر متصل شده‌اند و یک شبکه گسترده را تشکیل داده‌اند. این لایه خود نیز روی یک لایه مشابه قرار گرفته در این صورت الکترون چهارم هم یک پیوند تشکیل داده است اما این پیوند از نوعِ پیوندِ واندروالسی است که پیوندی بسیار ضعیف میباشد. به همین دلیل است که ما می توانیم با گرافیت بنویسیم. در اصل مابا فشار دادن گرافیت برروی کاغذ یا سطح زیرینش باعث نوعی شکستگی کوچک در ساختمان گرافیت میشویم وگرافیت جدا شده به سطح کاغذ می چسبد. اکثرا این شکستگی ها به دلیل این است که لایه های گرافین به راحتی روی هم می لغزند و جدا میشوند. مشخصات گرافیت به شرح جدول زیر می باشد.

در ساختار نوک مداد از گرافیت، خاک رس وموم استفاده میشود. دسته بندی مداد ها بر اساس میزان استفاده این مواد در آن ها است. مغز مداد به طور عمده از گرافیت تشکیل شده‌است، مغزهای مدادی که در مداد به کار می‌روند، بسته به میزان خاک رسی که با آنها ترکیب می‌شود، دارای سختی متفاوتی هستند.

مداد ها در ۲۰ گروه دسته بندی میشوند.از H9 تا B9 و مداد HB حد وسط بین آن هاست. از گرافیت به عنوان الکترودهای کوره، روان کننده، ماده نسوز، قطعات الکتریکی، رنگ‌ها، فولادهای پرکربن، چدن‌ها، مداد گرافیتی و … هم استفاده می‌شود.

گرافیت چرب کننده بسیار خوبی است، مخصوصاً وقتی که با روغنهای نیم جامد یا ژله های نفتی مخلوط شود، که در این حالت روغن گرافیت خوانده می شود. از گرافیت برای چرب کردن قطعات ماشین هایی استفاده می شود که در حرارتهای زیاد کار می کنند.

نقطه ذوب گرافیت مانند الماس حدود ۳۵۰۰ درجه سانتیگراد است. به همین دلیل گاهی از آن برای ساختن بوته های مخصوص ذوب فولاد و فلزات دیگر استفاده شده و همچنین به عنوان الکترود در کوره های الکتریکی نیز به کار می رود.

برای تهیه مداد، گرافیت را با خاک چینی مخلوط کرده و به شکل باریکه های مغز مداد در می آورند.

هم چنین از گرافیت به عنوان عامل کنترل کننده در راکتورهای هسته ای استفاده می شود. گرافیت در راکتورهای هسته ای سرعت نوترون های حاصل از متلاشی شدن هسته اتم های سنگین را کم کرده و آنها را برای ایجاد شکافت در سایر اتمها آماده می کند.

هیبریداسیون اتم ها در ساختمان گرافیت sp2 می باشد. که به واسطه این هیبریداسیون هر اتم کربن با ۳ اتم خود پیوند تشکیل می دهد به طوری که تمام اتم های دارای پیوند در یک صفحه قرار می گیرند و زاویه پیوندی در این اتمها ۱۲۰ درجه می باشد.

یک اربیتال p نیمه پر در هر اتم عمود بر صفحه وجود دارد که با اتمهای صفحه پایینی یا بالایی همپوشانی ناقصی را انجام داده و تشکیل پیوند می دهد. به دلیل همپوشانی ضعیف اربیتال ها در این پیوندها، پیوند بین صفحات بسیار سست بوده و گرافیت به صورت لایه لایه در می آید. الکترونهای بین صفحات توانایی جابجایی داشته و به همین دلیل گرافیت در طول صفحات ( در راستای موازی با صفحات) رسانای جریان الکتریسیته می باشد.

فاصله بین لایه ها در حدود۳.۳۵ آنگستروم می باشدُ که با جمع شعاع واندروالسی برابر است و نشان دهنده کوچکی نیروی بین لایه هاست. به همین دلیل گرافیت بسیار نرم بوده و لایه ها به راحتی بر روی یکدیگر می لغزند.

عملاً دو نو ع گرافیت وجود دارد که با هم در ترتیب قرار گرفتن لایه ها تفاوت دارند. در هیچ حالتی کلیه اتمهای کربن مربوط به لایه ها یک در میان بر هم منطبق هستند. ولی در پایدارترین حالت لایه ها یک در میان بر هم منطبق هستند.

از گرافیت هم چنین یک شکل لوزی نیز موجود است که در آن لایه دو در میان قابل انطباق هستند. این شکل بیشتر در گرافیت های طبیعی مشاهده شده است.

بسیاری از شکل های کربن بی ریخت، مانند زغال معمولی، دوده، دوده چراغ در واقع به شکل بلورهای ریز گرافیت هستند. در پاره ای از دوده ها این بلور های ریز به اندازه ای کوچکند که فقط چند سلول واحد از ساختمان گرافیت را دارند.

یکی از جنبه های مهم تکنولوژی گرافیت، تولید الیاف بسیار محکم به وسیله پیرولیز الیاف پلیمر آلی با جهت یابی معین در دمای ۱۵۰۰ درجه سانتیگراد یا بالاتر است، در این مورد می توان پلی آکریلونیتریل یا پلی آکریلات استره یا سلولز را به عنوان مثال ذکر کرد. وقتی این الیاف ها در پلاستیک ها به کار می روند ماده به دست آمده سبک و دارای استحکام زیادی است. اشکال دیگر گرافیت مانند اسفنج، ورقه و رشته را نیز می توان تهیه کرد.

ساختمان لایه ای و بسیار سست گرافیت باعث می شود، بسیاری از مولکولها و یونها بین لایه ها نفوذ کرده و به این ترتیب ترکیبات بین شبکه ای یا لایه ای تشکیل شود. که این عمل به منظور نارسانا ساختن یا تقویت رسانایی الکتریکی گرافیت کاربرد دارد.

درجه بندی و طبقه بندی گرافیت در مدادها:

مدادهای زیادی در جهان و تقریباً در تمام اروپا بر اساس سیستم اروپایی یعنی با کمک سلسله علامات از “H” (برای سختی یا hardness) تا “B” (برای سیاهی یا blackness) همراه با “F” که بطور قراردادی برای نشان دادن میانه ای بین HB و H انتخاب شده است درجه بندی شده اند. (یک افسانه مصری می گوید که “F” حالت ریزی و خوبی را ایجاد می کند؛ این قلم ها نسبت به قلم های دیگر ریزتر نبوده یا به آسانی گرید های دیگر تیزتر نمی شوند.) .

قلم های نوشتاری استاندارد گرید های HB می باشند.

مطابق با پتروسکی(Petroski) ، این سیستم در حدود قرن بیستم توسط بروکمن(Brookman) یک قلم ساز انگلیسی ابداع شد.

آن حرف “B” را برای سیاهی (black) و حرف “H” را برای سختی (hard) بکار برد؛ گریدهای قلم ها با توالی یا ترتیب Hs یا Bs مانند BB و BBB برای به ترتیب نرمتر و از HH و HHH برای به ترتیب سخت تر استفاده می کرد.

در سال ۲۰۰۹ دسته ای از قلم ها در رنجی از خیلی سخت ، مداد مارک کننده روشن تا خیلی نرم ، مداد مارک کننده سیاه معمولاً در رنج هایی از سخت ترین تا نرمترین حالت بصورت زیر مشخص شده اند:

کوهاینور( Koh-i-noor) بیست گرید از H10 تا B8 را برای سری های ۱۵۰۰ خود پیشنهاد می دهد؛

میتسوبیشی پنسیل(Mitsubishi Pencil) بیست و دو گرید از H10 تا B10 را برای رنج های یونی (Hi-uni) خود پیشنهاد می دهد.

درونت پروداکتس(Derwent produces) بیست گرید از H9 تا B9 را برای قلم های گرافیکی خود پیشنهاد می کند.

و استدلر پروداکتس(Staedtler produces) تعداد نوزده گرید از H9 تا B8 را برای قلم های مارس لوموگراف(Mars Lumograph pencils) خود پیشنهاد می کند.

بازار اصلی برای چنین رنج گسترده ای از گریدها عبارتند از هنر ها یی که علاقه به خلق رنج کاملی از تن ها از خاکستری روشن تا سیاه دارند. مهندسین قلم های سخت تری که اجازه کنترل بیشتری به آنها بر حسب شکل سربی می دهد را ترجیح می دهند. این سبب شد تا قلم ها بر این اساس بسته بندی و مارکدار شوند. به عنوان مثال برای قلم های گرافیکی Derwent سه پکیج که هر کدام ۱۲ قلم است را پیشنهاد می دهد: تکنیکال(Technical) با گریدهای سخت از H9 تا B ، ترسیم(Sketching) با گرید های نرم H تا B9 و طراح (Designer) با گرید های متوسط H4 تا .B6

گرافیت
گرافیت از یک ساختار شش وجهی با اتم‌های کربنی که در یک پیکربندی با پیوندهای هیبرید شده sp2 منظم شده اند، تشکیل شده است [۳]. این ترتیب اتمی منجر به تشکیل صفحات لایه ای یا ورقه های (Sheet) گرافن با فاصله‌ی ۳٫۳۵۴ آنگستروم شده است. پیوند کووالانسی قوی بین اتم‌ها در ورقه گرافن وجود دارد. بر خلاف الماس، نیروهای ضعیف واندروالس بین صفحات لایه ای وجود دارد تا آنها را کنار هم نگه دارد. به دلیل این برهمکنشهای ضعیف است که ورقه های گرافن (یک تک لایه از گرافیت) می توانند در سراسر هر لایه روی هم بلغزند وخصوصیت یک روان کننده خوب را به این ماده می دهد. انواع دیگری از مواد کربنی با هیبربد SP2 وجود دارند. به عنوان مثال، زمانی که ابعاد صفحه ای ورقه های گرافن کوچک است و فاصله بین آنها بزرگ باشد، این کربن به عنوان غیر متبلور (آمورف) طبقه بندی می شود(به عنوان مثال، پودرها، کربن شیشه ای و غیره).

گرافیت              پیرولیتی             نظم         بسیار بالا:
(Highly     Oriented        Pyrolytic Graphite-HOPG):
گرافیت پیرولیتی با نظم بسیار بالا یک نوع ویژه از کربن است که مشابه با یک فلز تک بلور (Single Crystal) می باشد [۵]. این نوع کربن با در معرض قرار دادن گرافیت پیرولیتی، ماده ای که از تخریب گازهای هیدروکربنی روی یک سطح داغ تشکیل می شود، در فشار و دمای بالا بدست می آید [۷،۶،۴]. این فرم از یک آرایش لایه ای از صفحات پلی آروماتیک به هم چسبیده (ورقه های گرافنی) با یک سبک نسبتا شطرنجی که روی هم انباشته شده اند، تشکیل شده است. این ماده Turbostratic است یعنی ورقه های گرافنی جهت گیری زاویه ای اتفاقی نسبت به یکدیگر دارند. فاصله بین این صفحات به طور کلی گستره بین ۳٫۳۹-۳٫۳۵ آنگستروم است. ترتیب های سازمان یافته از این ورقه های گرافنی، بلور هایی با پارامترهای ابعادی L (ارتفاع انباشته) La (عرض صفحه لایه ای) و d ( فاصله بین صفحه ای) نامیده می شوند. L اندازه میانگین از میکرو کریستالیت گرافنی در طول محورx است که همیشه در صفحه شبکه شش وجهی قرار گرفته است. LCA به طول پیوسته ورقه گرافن انباشته شده در جهت عمود بر L اشاره دارد. این پارامتر ها توسط اندازه گیری های پراش پرتو X-ray Diffraction, XRD) x ) به دست می آیند که معمولا برای پیشگویی بسیاری از خصوصیات مواد کافی هستند. سطح شش وجهی که عمود بر محور C است به عنوان بنیان صفحه”Basal Plane” در نظر گرفته میشود و در مقابل سطح برشی که به موازات محور C است لبه صفحه “Edge Plane” نامیده می شود (شکل ۲) [۴].

الماس

شکل ۲-ساختار HOPEG و [۳]

 

تکنیک طیف‌سنجی رامان (Raman Spectroscopy) ابزار مناسبی برای شناسایی و بررسی خصوصیات میکروساختارهای مواد کربنی است. دلیل این که (HOPG) شبیه یک فلز تک بلور است، آرایش منظم اتمهای کربن در صفحات گرافنی است. در یک صفحه لایه ای، هر اتم کربن به سه اتم دیگر پیوند شده است. فاصله بین اتمهای کربن همسایه ۱٫۴۲ است که این مقدار بسیار نزدیک به فاصله پیوندی C-C در بنزن است. علاوه بر نظم بسیار بالا سطح نیز بسیار صاف و با ابعاد نسبتا بالا (میکرومتری) است[۸-۱۰].
 الماس (Diamond)

بلور الماس مکعبی است و اتمهای کربن در یک پیکربندی چهار وجهی با پیوند های هیبریدی sp3 مرتب شده اند (شکل ۳)[۴]. این پیوند قوی کووالانسی باعث شده تا الماس سخت ترین ماده شناخته شده، محسوب شود. به همین دلیل از جمله کاربرد های مهم تجاری الماس می توان به عنوان سنباده برای سایش و پرداخت فلزات و به عنوان یک پوشش برای ابزارهای برش نام برد. همچنین فیلم‌های آمورف از الماس با مخلوطی از کربن‌های پیوند شده با هیبرید sp2 وsp3 نیز وجود دارند. مثل Ta-C.

 

 

 

الماس

شکل ۳- ساختار الماس ایده آل [۲].

 

 الماس واره(Diamondoid) :

الماس واره اشاره به ساختاری دارد که در یک مفهوم وسیع شبیه الماس است، بدین معنی که ساختاری قوی شامل شبکه های متراکم سه بعدی از پیوند های کووالانسی است و عمدتا از اتمهای ردیف اول و دوم با ظرفیتهای سه یا بیشتر تشکیل شده است [۱۱،۴]. مثال های از این ساختار ها یاقوت کبود و دیگر ساختارهای محکم مشابه الماس با جایگزینی اتمهای دیگر مثل N، Si، S و غیره می باشند.
در محتوای شیمی کلاسیک الماس واره اشاره به نوعی از مولکول قفس کربن دارد که به عنوان کوچکترین واحد ساختار قفس یک شبکه کریستال الماس شناخته شده است (شکل ۴).

الماس

 

شکل ۴- مثالهایی از هیدروکربنهای قفسی؛  Cuban C8H8 (a و  admantane C10H16 (b و twistane  (c یک ایزومر از admantaneو C10H16 و  diamantine C14H20 (d که در آن دو قفسه admantane یافت می شود و e) triamantane C18H24 شامل سه قفس admantane و  dodecahedrane C20H20 (f و g) مولکول tetramantane C22H28 با چهار قفس admantane و h) مولکول  buckminsterfullerene C60 و [۲]

 

درخواست انجام پروژه آنالیز تصویر

همچنین ببینید

152647

تشکیل فریت فوق ظریف (UFF) درفولاد فریتی – پرلیتی با کارسرد و آنیل

با توجه به استفاده گسترده فولادهای فریتی – پرلیتی درکاربردهای صنعتی بهینه سازی خواص آنها …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.